این اشکها، برای تو «بابا» نمیشود.
بسم رب الشهداء و الصدیقین
+شرح عکس:
(علیرضا احمدی روشن) وقتی تلویزیون داشت مستندی در بارهی پدرش پخش میکرد.
+سر قبر نشسته بودم باران می آمد.
روی سنگ قبر نوشته بود : شهید مصطفی احمدی روشن
از خواب پریدم.مصطفی ازم خواستگاری کرده بود، ولی هنوز عقد نکرده بودیم.
بعد از ازدواج خوابم را برایش تعریف کردم.
زد به خنده و شوخی
گفت : بادمجون بم آفت نداره
ولی یه بار خیلی جدی پاپی اش شدم که :کی شهید می شی مصطفی؟
مکث نکرد،گفت :سی سالگی
باران می بارید شبی که خاکش می کردیم.
+شهادت گوارای وجود نازنینشان.
ارسال...... ديده بان
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت توسط
|


از اینجا